فریب

از بس زده زخم دشمن خانگی ام
این زخم کشانده سمت بیگانگی ام

ای عقل فریب خوردم از تو همه عمر
بسپار مرا به دست دیوانگی ام

پاییز

پاییز رسید و باز نقاشی کرد
رویایی و دلنواز نقاشی کرد

فرشی همه رنگ زیرپایت انداخت
لبخند زدی و ناز نقاشی کرد
سیمین علیزاده

زخم

چون کوه ، غمت کاش به دوشم باشد
چون رود خدا کند خروشم ، باشد

ای عشق ! بیا و خنجرت را رو کن
هر زخم که می زنی تو ، نوشم باشد
سیمین علیزاده

در حلقه ی…

در حلقه ی شعر من نگین یعنی : تو
تعبیر ستاره ، بر زمین یعنی : تو

صد بار تو را نوشته ام ، در شعرم
ای کوه غرور ! نقطه چین یعنی : تو
سیمین علیزاده

کوه است…

کوه است ، شبیه شیشه می آید عشق
آب است ، به سمت ریشه می آید عشق

امید گریز نیست ، دیدم از دور
بی مرز تر از همیشه می آید عشق
سیمین علیزاده

اول…

اول دل بی قرار و شادم دادی
من آمدم و تو عشق یادم دادی

مانند گلی مرا گرفتی در دست
در یک شب پاییز به بادم دادی
سیمین علیزاده

گفتی برو…

گفتی برو این حرف غم انگیز چه کرد !
این سرزنش کنایه آمیز چه کرد!

یک جمعه ی عاشقانه بودم اما
با جمعه ی عاشقانه پاییز چه کرد!!
سیمین علیزاده